نميدانم پس از مرگم چه خواهد شد

نميخواهم بدانم كوزه گر از خاك اندامم چه خواهد ساخت

ولي بسيار مشتاقم كه از خاك گلويم

سوتكي سازد

گلويم سوتكي باشد به دست كودكي گستاخ و بازيگوش

و او يكريز پي در پي

دم خويش را بر گلويم سخت بفشارد

و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد

بدين سان بشكند در من سكوت مرگبارم را

به مناسبت ایام محرم

به نام آنکه همه دوستش داریم ...

 

 

اساس مراسم عزاداری مسیحیان بر نمایش زندگی شهدای نخستین نهضت مسیحیت و نشان

 

دادن مظلومیت و شهادت آنان در دوران حکومت شرک و کفر و امپراطوری وحشی سزارها

 

و سرداران آنها است و نیز شرح حال حواریون و بخصوص تراژدی مریم و بیان فضائل و

 

کرامات و رنج ها و مظلومیت های او ، از همه مهمتر احیای خاطره خونین عیسی مسیح

 

و شکنجه ها و ظلم ها و سختی هایی که او از قوم خود و از ظلمه (رومی های بی رحم) تحمل

 

کرده است ، تحت عنوان مصائب ( Passions ) که مراسم و اشکال برگزاری و نمایش

 

و بیان آن تقلید و اقتباس شده است و در خدمت تاریخ خاص شیعه و بیان مصائب اهل بیت و

 

حضرت فاطمه و بالاخص شهادت امام حسین و خاندان و اصحاب بزرگوارش قرار گرفته است.

 

مراسمی از نوع تعزیه گردانی ، شبیه سازی نعش و علم و کتل و عماری و پرده داری و

 

شمایل کشی و معرکه گیری و قفل بندی و زنجیر زنی و تیغ زنی و موزیک و سنج زنی و

 

تعزیه خوانی و فرم خاص و جدید و تشریفاتی "مصیبت خوانی و نوحه سرایی جمعی " که

 

همه شکلش اقتباس از مسیحیت است و هر کس با آن آشناست به سادگی تشخیص می دهد

 

که تقلید است.

 

قفل زنی و سینه زنی ، زنجیر زنی و تیغ زنی حتی هم اکنون ، به همین شکل در لورد(Lourdes )

 

سالیانه در سالروز شهادت مسیح برگزار می شود و این است که با اینکه از نظر اسلامی این

 

اعمال محکوم است ولی همواره و همه ساله در این دو سه قرن اخیر انجام می شده و این در

 

عین حال که شگفت انگیز است ، روشن کننده این است که این مراسم ابتکار سیاست بوده

 

است. این مراسم غالباً به روشنی با سنت ها و حتی احکام شرعی منافات دارد ، حرمتی که

 

مسلمان و شیعه برای ائمه و خاندان پیغمبر قائل است پیداست و در عین حال در شبیه ها

 

یک نره مرد نتراشیده سکینه می شود یا زینب و در صحنه حاضر می شود. شبیه و تعزیه

 

و نعش ، تقلید کورکورانه از مراسم میسترهای هفتگانه (7Mysteress ) و میراکل( Miracles )

 

و نمایش نعش عیسی بر صلیب و فرود آوردن و دفن و صعود و دیگر قضایا است.

 

نوحه های دسته جمعی درست یادآور کرهای کلیسا است و پرده های سیاه که به شکل خاصی

 

بر سر در تکیه ها و پایه ها و کتیبه ها آویخته می شود و غالباً اشعار جودی ومحتشم و غیره

 

بر آن نقش شده ، بی کم و کاست از پرده های کلیسا در مراسم تقلید شده  و شمایل گردانی و

 

نقش صورت ائمه و دشمنان و حوادث کربلا و غیره که در میان مردم نمایش داده می شود ،

 

پرتره سازی های مسیحی است؛ حتی اسلوب نقاشی ها همان است ، در حالیکه صورت سازی

 

در مذهب ما مکروه است ، حتی نوری که به صورت یک هاله ، گرد سر ائمه و اهل بیت دیده

 

می شود درست تقلیدی است و شاید با فره ایزدی و فروغ یزدانی در ایران باستان توجیه شده

 

است. این مراسم و تشریفات رسمی و بخصوص عزاداری اجتماعی و رسمی ، همه فرم هایی

 

تقلیدی از عزاداری و مصیبت خوانی و شبیه سازی مسیحیت اروپایی است. گاه حتی بقدری

 

ناشیانه این تقلید را کرده اند که شکل صلیب را هم که در مراسم مذهبی مسیحی ها جلوی

 

دسته ها می برند ، بدون اینکه کمترین تغییری در آن بدهند آوردند به ایران و همین الان هم

 

بدون توجه به شکل رمزی و مذهبی آن در مسیحیت ، جلوی دسته ها راه می برند و همه

 

می بینند که شاخصه نمایان هر دسته ی سینه زنی همین صلیب بمعنی " جریده " است و

 

در عین حال در نظر هیچکس معلوم نیست برای چیست؟ و هیچکس از آنهایی که آنرا

 

می سازند و حمل می کنند ، نمی دانند برای چه چنین می کنند؟! اما با اینکه این جریده در میان

 

ما هیچ مفهومی ندارد و کاری نمی کند ، همه ی شخصیت و عظمت و افتخار یک دسته به

 

همان جریده اش وابسته است. دعواها سر جریده است. ارزش و اعتبار و شکوه و فداکاری ،

 

اندازه ایمان و شور دینی یک دسته به بزرگی و سنگینی و زیبایی و گرانی جریده اش بستگی

 

دارد. جریده نه تنها از نظر شکل همان صلیب است بلکه از نظر لفظ هم همان اسم صلیب است

 

که همراه مسمی از اروپای شرقی و از زبان لاتین به فارسی آمده است، چون کلمه جریده نه

 

در فارسی و نه در عربی با این شکل هیچ مفهومی ندارد.

 

دکورها و پوشش ها و پرده هایی که در اروپای شرقی و ایتالیا و غالب کلیساهای کاتولیک

 

وجود دارد و همه می بینند با همان شکل به ایران آمد و چون مسجد امکان پذیرش این مراسم

 

و این تزئینات جدید را نداشت و برای چنین کارهایی ساخته نشده بود ، ساختمان هایی خاص

 

این امور بنا شد به نام: تکیه !

 

 

یا علی مدد ...

 

صلیب اسلامی !

 

1
2
3
4
5
6
7
8
9
ساقیا برخیز و درده جام راساغر می بر کفم نه تا ز برگر چه بدنامیست نزد عاقلانباده درده چند از این باد غروردود آه سینه نالان منمحرم راز دل شیدای خودبا دلارامی مرا خاطر خوش استننگرد دیگر به سرو اندر چمنصبر کن حافظ به سختی روز و شب خاک بر سر کن غم ایام رابرکشم این دلق ازرق فام راما نمی​خواهیم ننگ و نام راخاک بر سر نفس نافرجام راسوخت این افسردگان خام راکس نمی​بینم ز خاص و عام راکز دلم یک باره برد آرام راهر که دید آن سرو سیم اندام راعاقبت روزی بیابی کام را

چقدر آسان می آموزند به نسلمان و نسل بعد از ما که اشک بریزد برای هزار و یک حادثه ای که گذشت و چه آسان بخندد به قصه ی تلخ یک قوم شکسته ...قوم اسیر جنگ ...اسیر جهالت...اسیر هزار و یک بازی و حرف نگفته!

اینجا مردم می خندند ...می خندند به گویش انسانهایی که برای بقا ناچارند در میانشان زندگی کنند...

تقصیری هم نیست...بهانه ای برای خندیدن نیست وهنوز آن صحنه ی در آوردن چشم یک زندانی سیاسی و قطع کردن انگشتنان دستش ذهنم را آزار می دهد...هنوز آن فیلم شکنجه ی آن اسیر جنگی را در ذهن دارم...

صحبت های امروز شما را گوش دادم آقای رییس جمهور از مردم نجیبی که از این وضع دم نمیزنند تشکر کردید و گفتید پیشبینی نمیکردیم گفتید چرا از کرسی استفاده نمیکنید؟!!!!!! گفتید صادرات گاز قطع شده است ولی من در کتابهای درسی خوانده ام که ایران سرشار از منابع گاز است نمیدانم شاید من اشتباه خوانده باشم

به هر حال دوستان من در شمال سردشان است و آنقدر نجیب هستند که صدایشان در نمی آید پس فکری کنید

شب بخیر آقای رییس جمهور

دیشب باز هم پای صحبتهای شما نشستم به امید آنكه شاید به حقایق نزدیك تر شده باشید ولی افسوس بازهم آمارهایی از مریخ ارائه كردید و مستنداتی از مدینه فاضله خیالی تان

از نظر شما هرچه خوبی بود شق القمری بود مختص این یكسال و پنج ماه! و بدی ها هم موروث گذشتگان و طبیعی حاصل فعل و انفعالات بدیهی جامعه ای مثل ما

برای پذیرفتن گرانی مسكن آنرا در لقمه گرانی سنوات گذشته پیچیدید و با دسر توطئه آذینش كردید

گفتید سیاست فعال به سرعت باعث افزایش روابطمان با سایر كشورهای دنیا شده است

برای هسته‌ای شدن تقریبا هیچ هزینه‌ای نداده‌ایم

شش هزار میلیارد در مشاغل زودبازده هزینه شده است

همه از ما راهكار می خواهند

امسال بیش از چهل در صد رشد صادرات غیر نفتی داشته ایم

صدها مورد تورم القائی دیده‌اید

جریان هولوكاست موضوع آسیب‌پذیری جبهه غرب بود

اما وضع خراب است و حرف های شما حالمان را بدتر کرد آقای رییس جمهور حتا ظاهر کارگرهایتان هم در ما روح همزادپنداری به وجود نیاورد
شب بخیر آقای رییس جمهور

قرن ما شاعر اگر داشت، هوا بهتر بود
خار هم كمتر نبود از گل، بسا گل تر بود

قرن ما شاعر اگر داشت، كه
كبوتر با كبوتر، باز با باز
نبود شعار پرواز
واي بر ما كه تصور كرديم
عشق را بايد كشت
در چنين قرني كه دانش حاكم است
عشق را از صحنه دور انداختن
ديوانگي است
درماندگي است
شرمندگي است

قرن، قرن آتش نيست
قرن يك هواي تازه است
فكرها را شستشويي لازم است
گم شديم گر در ميان خويشتن
جستجويي لازم است
نازنين ها، از سياهي تا سفيدي را سفر بايد كنيم

خرسند شديم
از اين كه امروز
رنگي دگر است
نه رنگ ديروز
تا شب نشده
رنگ دگر شد
گفتند از اين نكته
هزار نكته بياموز

 هيچ وقت نخواسته ام جاي فرشته اي باشم که تاريخ را مينويسد.
روزهاي تکراري، داستانهاي تکراري، سرنوشتهاي تکراري .
بيچاره فرشته ...
روز آخر، تمام يادداشتهاي او ، کوچکترين نقطه عالم را هم پر نخواهد کرد.

- وقتي اميد در بهشت نيست، پس براي زمين معجزه است. و من هنوز با «اميد» زنده ام.

امید به روزی که با هم برف بازی کنیم...یه برف بازی حسابی...تا ابد.