جزوه؟

جزوه؟ برو بابا حال داری؟ پس این همه خوش خط رو خدا برای چی خلق کرده (اصلن منظورم دخترا نبود )؟ آخر ترم میری جزوشونو میگیری عشقو حال و از این حرفا! واست با 12 رنگ می نویسه به اضافه ی نکات مهم و کلیدی به همراه پاسخ نامه ی تستی و تشریحی و خلاصه ای از جملات گهر بار استاد
اما بچه های گلم بیایید با نوشتن جزوه خود را از خفت و خواری گرفتن جزوه و کوچک کردن خود و التماس به این و اون برهانیم!بله بیایید ما هم آدم بشیم و با همت بلند خود بار دیگری ثابت کنیم که می توانیم .بیایید با نوشتن جزوه مشت محکمی بزنیم به دهان تمام کسانی که می گویند شما رو چه به جزوه نوشتن
با نوشتن جزوه نه تنها باعث ارتقای سطح علمی خود میشوید، بلکه اگر جلوی کلاس بشینید و استاد شما را در حال نوشتن جزوه ببیند، بسیار در آخر ترم مورد عنایت وی قرار میگیرید( برداشت بد نکنید) و نمره میگیرید مثل مربا
در پایان از تمام دوستان تقاضا دارم متحول بشن و حرف منو گوش کنن
پی نوشت: لطفا بعد از خوندن مطلب تمام فحش های خود را به صورت پست الکترونیکی و یا کامنت به من ارسال کنید. لطفا خیلی رکیک نباشه
با تشکر
انجمن هدایت بچه های منحرف به سوی
به نقل از دوست خوبم پیمان اکبرنیا

والنتاين، روز عشق يا سيزده‌بدر؟

وز صدای سخن عشق ندیدم خوشتر
یادگاری که درین روز والنتاین بماند!

روز چهاردهم فوریه را غربی‌ها (علي‌الخصوص شرقي‌ها !) روز عشق و عاشقي میشناسند. کارت‌فروش‌ها و کادوبندازها و لوکس‌فروش‌ها سهمي اساسي در جا افتادن‌هاي اخير اين روز دارند، اما سابقه اش در روم باستان هست که روز ستایش قدیسی به نام والنتاین بوده و از اینجور افسانه ها. شاید هم برگردد به صدر اسلام و منطبق باشد با بیست و ششم ذیقعده سال دوم هجرت که برای اولین بار زنی در اسلام سنگسار شد.
علامه « محمدباقر مجلس گرم کن» - که با قر، مجلس را گرم میکرده – روایت میکند که تا سال ها بعد مسلمانان در روز والنتاین، سنگ برای همدیگر میفرستادند. بگذريم.

اينجا هم باز «مذهب» است که سهم عشق را فقط يک روز از سال ميداند!

والنتاین، روز عشق و عشقبازیست
حقیقی نیست البته، مَجازیست

کجا یک عاشقی این ادعا کرد
که حق عشق یک روزه ادا کرد ؟

تو سرما میخوری، یک هفته باید
بخوابی تا مگر وقتش سرآید

چگونه عشق را با آن تب و سوز
توان دینش ادا کردن به یک روز ؟

اگر داری خیال رفع تکلیف
بده پنجاه درصد نیز تخفیف

همان یک روزه را هم نیمه اش کن
به کادو دادنی هم بیمه اش کن

بکن با یار عشقی نیمه کاره
بگو باید که برگردم اداره !

ولی گر عاشقی را میشناسی
نباید با والنتاینش بلاسی

نمی مانی که تا یک روز در سال
زنی زنگ و کنی عشق و دهی حال

چو مجنون عاشق لیلا بمانی
در اوج بی زمانی، بی مکانی

که درد عاشقی مدت ندارد
غمش روز و شب و ساعت ندارد

زمان عشق اینسان مختصر نیست
بله عشق است این، سیزده بدر نیست!

صدای من ردی از مردم پایین دست دارد درست مثل اینکه صدای من نباشد بلکه صدای غریبه ایست از درون من شکی ندارم که خودم را همه ی عالم را خفته ترجیح میدهم دیگر تحمل ندارم کسی حرف های من را نفهمد دیگر خسته شده ام از این همه خنده های زورکی و اشکهای یواشکی اشک هایی که مرا به خواب میبرد به جایی که دوستش دارم پیش کسی که دوستش دارم به فضایی که سرشار از او باشد بی هیچ غمی...ولی افسوس که باز هم خورشید طلوع می کند...

امروز یکی دیگه از دوستام میره... میره یه جا که راحت تره ولی من دلم براش تنگ میشه امروز من تنها تر از قبل میشم اصلآ نمیدونم ...نمیدونم چرا من هرکی رو دوست دارم ازم دور میشه...

به هر حال هرکی صدامو میشنوه...

بهش بگه...

آقا نیما خیلی دوست داریم...منتظرتم که بیای و بعد دوباره کلی باهم خوش میگذرونیم...

ساقيا امشب صدايت با صدايم ساز نيست
يا كه من بسيار مستم ياكه سازت ساز نيست
ساقيا امشب مخالف مي نوازد تار تو
يا كه من مست و خرابم يا كه تارت تار نيست...

دوباره هوس کردم این وبلاگ رو آپ کنم...یه جورایی بش مدیونم...حالم رو خوب میکنه...



"خدا ميدونه تو اون روز چهل و سه غروبه چقدر دلت گرفته بوده..."

---

روزی اگر گريه ام را ديدی
گره بزن گيسويم را
پيش از آن که خزه ببندد از اشک،
. آن گاه به آبش بسپار