حالم خوب نیست...بد هم نیست...اصلا هیچ احساسی ندارم.چند روز پیش وقتی از مدرسه می اومدم بارون تندی گرفت و منم به رسم پاییز های 4ساله-از وقتی نگام بهش تغییر کرده میخواستم آواز بخونم و قدم بزنم اما چه کنم که احساس از درون ریشه کن شده...اما نه باز کنارم احساسش میکنم و باز وباز به انتظارش مینشینم شاد و سرخوش میروم کجا؟!چه فرقی میکنه...این راهی است برای ما...فقط ما دو نفر
و باز هم برای د... عزیزم میخوانم:
پیش من آوازت آواز خداست
عاشق از معشوق حاشا کی کجاست
و باز هم برای د... عزیزم میخوانم:
پیش من آوازت آواز خداست
عاشق از معشوق حاشا کی کجاست
+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم مهر ۱۳۸۶ ساعت 22:23 توسط شایان
|